هورنیوزبراساس آمار سرشماری عمومی نفوس و مسکن، ایران در یک سده گذشته با رشد شتابان جمعیت شهری رو برو بوده تا جایی که میانگین ۲۸ درصدی شهرنشینی در سال ۱۳۰۰ به ۶۱,۳ درصد در سال ۱۳۷۵ و به ۷۳ درصد در سال ۹۵ رسیده است.

شماری از کارشناسان حوزه اجتماعی، عواملی مانند تخته قاپو کردن عشایر، ورود صنعت به ایران، توسعه خدمات شهری، اصلاحات ارضی، مهاجرت های ناشی از جنگ تحمیلی، گسترش مراکز آموزش عالی و خشکسالی های متوالی را در شتاب گیری جمعیت شهرنشین کشور موثر می دانند.

۱-برپایه نظریه جامعه شناسان شهری، گروه های انسانی زمانی که در مسیر تکامل تمدن، از مرحله اجتماع «Community» به سمت جامعه «society»حرکت می کنند شیوه رفتار و نحوه تعامل آنان نیز با گذشته متفاوت می شود و همین موجب شکل گیری و گسترش شهرها و کلان شهرها می شود

این شیوه از تکامل توسط «فردیناد تونیس» اندیشمند آلمانی و در قالب نظریه جامعه شناسی شهری مطرح شد. به گفته وی، زمانی که تکامل جامعه از «گزلشافت» روابط چهره به چهره و غیر رسمی به «گمینشافت» روابط رسمی و برپایه قانون حرکت کند شکل گیری اجتماعات بشری را در قالب شهرنشینی شاهد خواهیم بود.

هر چند که این نظریه را به عنوان یکی از دلایل گسترش شهرنشینی در ایران معرفی می کنند اما واکاوی کالبد شهرها و فرهنگ شهرنشینی در ایران حکایت از آن دارد که تکامل خطی جامعه شهری در ایران مانند برخی دیگر از نمود های توسعه، تحت تاثیر وروود به دنیای مدرن روی داده است.

بر این اساس تمرکز صنایع و امکانات رفاهی و بهداشتی در مناطق شهری موجب روانه شدن جمعیت روستایی و عشایری به سوی شهرها شد. این جابجایی و بی برنامگی هایی که برای توسعه شهری در یک سده گذشته رخ داد، موجب شد تا شهرنشینی کنونی کشور ترکیبی از ویژگی های اجتماع و جامعه باشد و این ویژگی امروز به ویژه در شهرهای کوچک و حاشیه شهرها، خرده فرهنگ های خاصی را ایجاد کرد.

۲-آمیختگی ویژگی های فرهنگ شهری و روستایی در برخی از شهر ها و کلان شهرهای کشور، پاره ای از آسیب های اجتماعی را به وجود آورده است که روز به روز بر میزان پیچیدگی آنها افزوده می شود.

اگر تا چند دهه پیش روند افزایش آسیب اجتماعی در سطح شهرها به معضل ها و در نهایت به آنومی (ناهنجاری ) ختم می شد، اما باید گفت گستردگی میزان آسیب های اجتماعی و برخی از رفتارهای خودساخته شهری سبب شده است برخی از شهرهای ایران، مرحله گذر از «آنومی» و رسیدن به «آنارشی» را تجربه کنند.

در این شرایط است که هنجارشکنی ها به شکل گروهی خود را نشان می دهد و به خرده فرهنگ هایی تبدیل می شود که آشفتگی اجتماعی،بی قانونی و بی سامانی از آنها سر بر می آورد.

۳-هر چند که نمی توان بی قانونی و هرج و مرج های ناشی از هنجارهای خود ساخته را به تمام جمعیت شهری تعمیم داد، اما هرج و مرج و نابسامانی اجتماعی در شهرهای مهاجرپذیر بیش از دیگر مناطق خود را نشان می دهد.

چنین قوانین خود ساخته ای توسط گروهی طراحی می شوند که در فرایند مهاجرت، نه فقط تحت تاثیر الگوهای فرهنگی و هنجارمندِ جامعه مقصد قرار نگرفته، بلکه خود خرده فرهنگ خاصی را ایجادکرده اند و در برخی محله های شهری منشتر می کنند.

البته تنها مهاجرت یا حاشیه نشینی نیست که به شکل گیری آنارشی در جامعه منجر می شود بلکه نیازها و خواسته های نوظهور و شیوه دستیابی به آنها نیز ممکن است در روند عادی زندگی شهری اختلال ایجاد کند؛ این همان نظریه ای است که «رابرت. کی. مرتن» جامعه شناس آمریکایی از آن به عنوان «هدف و راه های دست یابی به هدف» یاد می کند. به عقیده وی زمانی که برای رسیدن به هدف راهکارهای خلاف عرف جامعه انتخاب شود، ناهنجاری خود به خود شکل می گیرد.

۴-شکل گیری طبقه ای جدید موسوم نوکیسه گان در جامعه از دیگر دلایل شکل گیری نابسامانی در محیط های شهری است. در حالی که این افراد پیشرفت خود را مدیون برخی نابسامانی های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی می دانند، اما شیوه تحول در سبک زندگی مادی آنان هیچ گاه با فرهنگ و هنجارهای حاکم در جامعه هماهنگ نشده است.

تحول زندگی مادی فرد صعود چندپله ای او به طبقات بالای جامعه بدون توجه به سبک زندگی آن طبقات موجب شده تا در برخی از مناطق مرفه نشین شهرها، رخداد هایی را شاهد باشیم که با عرف و نحوه رفتار ساکنان آن مناطق متفاوت باشد.

البته این شیوه از تکامل تنها به محیط شهری اختصاص ندارد. مهاجران روستایی هم با مهاجرت خود به شهر و کلان شهرها خرده فرهنگ هایی را انتقال می دهند که با فرهنگ حاکم بر مناطق شهری کاملا متفاوت است.

۵-مشکلات موجود در محیط های شهری یکی دیگر از دلایل وقوع آشفتگی اجتماعی است. زمانی که سود شخصی منافع جمعی ترجیح داده شود، به یقین افراد برای رسیدن به منفعت بیشتر راه های میانبر را بر می گزینند. در این شرایط شهروندان با وجود آگاهی از برخی از قوانین و هنجارهای جامعه، تلاش می کنند کوتاه ترین راه ممکن را برای رسیدن به موفقیت انتخاب کنند. هر چند ممکن است که این راه بسیاری از قوانین جامعه را نقض کند.

شیوه رفتاری این گروه از شهروندان یک نابسامانی را به وجود می آورد که ممکن است به صورت غیر هدفمند، سرپیچی از قانون و بی توجهی به ارزش ها و هنجارهای اجتماعی به دیگر شهروندان انتقال دهد.

۶-براساس آنچه گفته شد نابسامانی اجتماعی و ظهور هنجارهای خود ساخته در برخی مناطق شهری به یک مشکل اساسی تبدیل شده است. برای مقابله با چنین مشکلی به برنامه های مدون و با قابلیت اجرا در زمینه یکسان سازی محیط شهری نیاز داریم.

چنین برنامه ای اگر مورد غفلت واقع شود با ناهمگونی های فرهنگی آسیب هایی را شکل می دهد که ممکن است سیاست های کلان شهری را نیز مورد تهدید قرار دهد.