هورنیوز – مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی تحت عنوان واکاوی اشتغال در سال ۹۴ و ۹۵ تشریح کرد:شواهد نشان میدهد که با وجود تأیید آمارهای رسمی و افزایش ۳/۱ میلیون نفر شاغل طی سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵، افکار عمومی به این موضوع با دیده تردید مینگرد. بخشی از این تردید به افزایش همزمان ۷۰۰ هزار نفری در جمعیت بیکار کشور طی این دو سال بازمیگردد، اما در مجموع بین برداشت ذهنی جامعه و آنچه در دادههای اقتصادی نمایان شده، شکافی موجود است که سبب میشود برداشت عمومی قائل به اتفاقاتی نباشد که طی دو سال اخیر در بازار کار رخ داده است. بهنظر میرسد مهمترین عوامل ایجاد این شکاف ،شامل موارد زیر است:

عدم همسویی تحولات جمعیتی با اشتغالزایی: افزایش تعداد شاغلان و همزمانی آن با موج جمعیت جوان و تحصیلکرده کشور.
ترکیب جمعیت جوان بیکار و بالا بودن حساسیتهای جامعه به سرنوشت این قشر
افزایش جمعیت غیرفعال: حضور ۶۱ درصدی جمعیت غیرفعال در جمعیت در سن کار طی سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۵ و بهتبع آن کاهش نرخ مشارکت.
پایین بودن سهم اشتغالزایی عمومی: ۸۲ درصد مشاغل ایجاد شده در سال ۱۳۹۴ در بخش خصوصی، ۸ درصد مشاغل ایجاد شده در بخش دولتی.

افزایش اشتغال غیررسمی: افزایش ۶۶۸ هزار نفر به جمعیت شاغل کشور سال ۱۳۹۴ )۵۳ درصد فاقد بیمه و ۴۷ درصد بیمه(، افزایش ۶۱۵ هزار نفر به شاغلین اضافه شده در سال ۱۳۹۵)۲۹ درصد بیمه و ۷۱ درصد فاقد بیمه(.بالا بودن سهم اشتغالزایی بنگاههای خرد: در سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ به ترتیب ۸۲ و ۱۰۰ درصد از شاغلین اضافه شده، مربوط به بنگاههای زیر ۱۰ نفر کارکن.

پایین بودن سطح دستمزد شاغلین: دریافت دستمزدی کمتر از ۵۰۰ هزار تومان در ماه برای کارگران در ۵۲۲ بنگاه صنعتی در سال ۱۳۹۲، وجود کارگران شاغل زیر خط فقر و با دستمزد پایین ،عدم کفایت سطح حداقل دستمزد برای خروج از فقر.توزیع نامتوازن منطقهای اشتغال: تأثیر تحولات منطقهای بر ذهنیت مردم، پراکندگی نامتوازن اشتغال و بیکاری بین مناطق، دسترسی نامتعادل مناطق به نهادهای ارتباطی و رسانهای، عدم تقارن میان حساسیتهای اجتماعی، حساسیت زیاد جامعه به خبرهای منفی تا خبرهای مثبت .

ایرادهای تعریف رسمی شاغل
شواهد نشان میدهد که از نیمه دهه ۱۳۸۰ تا سالهای ابتدایی دهه ۱۳۹۰ خالص اشتغالزایی اقتصاد ایران تقریباً صفر بوده است و با آنکه در همین دوره جمعیت جوان کشور به بیشترین میزان خود طی چند دهه اخیر رسیده است، نرخ بیکاری به تناسب آن افزایش نیافته است که علت آن افزایش جمعیت غیرفعال در کشور است. همین امر سبب شده که نرخ مشارکت طی دهه ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۰ همواره رو به کاهش باشد. از سال ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۳ نرخ مشارکت تقریباً ثابت مانده و روند کاهشی آن متوقف شده است و در سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ تاکنون پیوسته نرخ مشارکت در حال افزایش بوده و برخلاف روند یک دهه قبل از آن، جمعیت غیرفعال کاهش یافته است.

روند نرخ بیکاری طی این سالها نشان میدهد که از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۹، نرخ بیکاری روندی افزایشی داشته است و از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ نرخ بیکاری روندی کاهشی داشته و تا سال ۱۳۹۵ دوباره افزایش نرخ بیکاری مشاهده میشود .

تعداد شاغلان نیز نشان میدهد که طی دهه ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۳ تعداد شاغلان با ۶۸۶ هزار نفر افزایش از ۶/۲۰ میلیون نفر به ۳/۲۱ میلیون نفر رسیده است. علاوه بر این ،آمار و اطلاعات نشان میدهد که طی سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ نزدیک به یک میلیون و سیصد هزار نفر به تعداد شاغلان اضافه شده است. در همین دوره تعداد بیکاران نیز در حال افزایش بوده است. بهطوری که جمعیت بیکار از ۵/۲ میلیون نفر در سال ۱۳۹۳ به ۲/۳ میلیون نفر در سال ۱۳۹۵ رسیده است .

در این میان، با وجودی که آمارهای رسمی حکایت از افزایش تعداد قابل توجه شاغلین دارد، بهنظر میرسد که افکار عمومی به این موضوع با دیده تردید مینگرد. بهعبارت دیگر به نظر میرسد که بین برداشت ذهنی مردم و آنچه در اقتصاد رخ داده است و در دادههای اقتصادی نمایان شده، شکافی موجود است که سبب میشود برداشت عمومی جامعه قائل به اتفاقاتی نباشد که طی دو سال اخیر در بازار کار رخ داده است.

حال سؤال این است که اولاً چقدر آمار اشتغال با سایر نماگرهای اقتصاد ایران سازگاری دارد؟ ثانیاً اگر واقعیت با آمار سازگار است چرا با شکاف تلقی عمومی از وخامت بیکاری مواجه هستیم؟ در این بررسی تلاش میشود در حد امکان به علتهای ایجاد این شکاف پرداخته شود .

به همین منظور ابتدا براساس آمارهای موجود در مرکز آمار ایران، روند آمار و اطلاعات شاغلین و بیکاران طی سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۵ بررسی میشود، سپس میزان اشتغالزایی طی این دوره برحسب مردان و زنان شاغل محاسبه شده و در ادامه سهم بخشهای مختلف اقتصادی (کشاورزی، صنعت و خدمات) در اشتغالزایی طی دوره مد نظر محاسبه میگردد. در این مرحله صحت و سقم ایجاد هفتصدهزار فرصت شغلی براساس دادههای رسمی مرکز آمار مشخص میشود.

در ادامه بررسی میشود آیا اشتغال ایجاد شده طی سالهای اخیر حاصل رشد اقتصادی بوده است یا خیر؟ به این منظور ابتدا منبع اصلی ایجاد اشتغال طی سالهای اخیر معرفی شده و سهم این منبع در ایجاد ارزشافزوده تحلیل میشود و در پایان دلایل ایجاد شکاف بین برداشتهای عمومی و دادههای اقتصادی ارائه میگردد.

محاسبه اشتغالزایی براساس دادههای مرکز آمار ایران طی سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵

جدول ۱ نشان میدهد که تعداد شاغلان سال ۱۳۸۴ از ۶/۲۰ میلیون نفر به ۱/۲۱ میلیون نفر در سال ۱۳۸۶ رسیده است و این رقم در سال ۱۳۸۷ به ۵/۲۰ میلیون نفر کاهش داشته و در سال ۱۳۸۸ با کمی افزایش به ۲۱ میلیون نفر رسیده است. دوباره این رقم تا سال ۱۳۹۱ روند کاهشی داشته و در سال ۱۳۹۲ به ۳/۲۱ میلیون نفر افزایش داشته است.

تعداد شاغلان در سال ۱۳۹۳، ۲۱,۳ میلیون نفر بوده و به۲۱.۹ میلیون نفر در سال ۱۳۹۴ افزایش یافته و همین رقم در سال ۱۳۹۵ به ۵/۲۲ میلیون نفر رسیده است .

همچنین این جدول نشان میدهد که جمعیت بیکار در سال ۱۳۸۴ از ۲,۷میلیون نفر به۲.۴ میلیون نفر در سال ۱۳۸۷ کاهش یافته است و با افزایش این رقم طی سال ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ به ۳.۲ میلیون نفر رسیده است و دوباره تا سال ۱۳۹۲ جمعیت بیکاران رو به کاهش بوده است و از سال ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۵، جمعیت بیکاران دوباره افزایش یافته و از ۲۴.۸ میلیون نفر به ۳.۲میلیون نفر رسیده است.