گفتگوی هورنیوز با سیدزین العابدین موسوی؛ دانش آموخته دکتری تخصصی حقوق بین الملل و مدرس حقوق بین الملل دانشگاههای خوزستان در خصوص برجام و اتفاقات پس از آن که از نظرتان می گذرد.

پس از بدعهدی آمریکا و اثبات فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر سراب اعتماد به غربیها و از جمله امریکا نظرتان راجع به کلیت برجام چیست؟

البته مطالبی که در برجام بین طرفین به توافق رسیده مطالب اکثراً مفیدی است اما کلیت ضمانت اجرا در برجام فقط متوجه ایران است تا طرفهای غربی. در دیباچه برجام آمده است که ایران تضمین میکند که برنامه هسته ای اش را که البته منحصرا صلح آمیز است محدود کند تضمین کند، که آژانس در یک برنامه زمانی چند ساله مدام راستی آزمایی کند و…. اما متاسفانه همانطور که قبلا هم عرض کردم در برجام اثری از تضامین و تعهدات الزام آور برای طرفهای غربی نیست و بدون تعارف این موضوع همان کلاه گشادیست که سر کارشناسان ما رفته است. ملاحظه فرمودید که ایران فعالیتهای هسته ای صلح آمیزش را محدود کرد سانتریفیوژهای تعهدی در برجام را از رده خارج کرد به پروتکل الحاقی پیوست اما طرفهای غربی چه کردند؟ پیوسته راستی آزمایی و پیوسته آژانس گزارشهای مثبت از اقدامات ایران را اعلام کرد و نتیجه اش این شد که می بینید.

یعنی اروپاییها هم به تعهدات خود عمل نمی کنند؟
خیر، کجا عمل کردند؟ اتفاقا آنها به عنوان شرکای آمریکا با اقدامات معنی دارشان بستر خروج آمریکا را از برجام فراهم کرده اند. باید بدانیم اجرای برجام یک امر تضامنی است که یک سند واحد دارد و ایران در یک طرف آن و پنج به علاوه یک در طرف دیگر آن است آنها هستند که باید جلوی زیاده خواهیهای همدیگر را بگیرند. آنها اتفاقا خواسته امریکا که رصد اقدامات موشکی و تسلیحاتی ایران است را بیشتر دامن میزنند. آمریکا در برجام چه تعهدات مشخصی را پذیرفته است همه تعهدات برجام و از جمله منحصرا آمریکا در بند ۲۲ منحصرا پذیرفته است که اجازه فروش هواپیماها و قطعات هواپیما را به ایران بدهد همچنین متعهد به صدور مجوز واردات فرش و مواد غذایی از ایران شد و از همه مهمتر متعهد به خودداری از بازگرداندن تحریمها و تحمیل تحریمهای جدید شد. همچنین در بند ۲۷ متعهد به صدور بیانیه برای لغو تحریمها شد حال آیا قدمی در طول برجام در این مسیرها برداشته است؟

گفته اید برجام فاقد ضمانت اجراست ایا واقعا اینطور است؟
خیر، اتفاقا برجام برای ایران ضمانت اجرایی داشت، البته برای پنج به علاوه یک هیچ گونه ضمانت اجرایی ندارد طرفهای غربی چه ضمانت اجرایی دارند؟ و همین امر باعث شروع این بازیها شده است جان کری بارها در مقابل اعتراض کنگره و قانع شدن آنها فریاد زده که این سند الزام آوری نیست! اما ما گوش شنوا نداشتیم.

چگونه برای ایران ضمانت اجرا دارد؟
مگر دارد؟ خوب چه ضمانت اجرایی بالاتر از اینکه ایران اجازه راستی آزمایی به آژانس داده است؟ چه ضمانت اجرایی بالاتر از اینکه سانتریفیوژهای صلح آمیز که با هزینه های گزاف و جان خالص ترین دانشمندان شهید ایرانی ببار نشست محدود شوند و برداشته شوند؟ چه ضمانت اجراهایی بالاتر از اینکه در قلب راکتور اراک بتن ریزی شود؟

چرا این مباحث مهم نادیده گرفته شد؟
متاسفانه در معاهدات بین المللی مهم معمولا سر کارشناسان ما کلاه گشاد میگذارند شما به معاهده داوری بین ایران و امریکا نگاه کنید ببینید چه بر سر ایران آمده است؟ موضوع از این قرار است که پس از انقلاب اسلامی و پس از ایجاد بحران شدید در روابط ایران و آمریکا طرفین، تصمیم گرفتند تا در اوج خصومت، به آزادی گروگانها و حل و فصل مسائل حقوقی و مالی خود و اتباعشان اقدام نمایند. بر این اساس، با میانجی گری دولت الجزایر و بر اساس بیانیه های الجزایر که در ۲۹ دی ۱۳۵۹ (۱۹ ژانویه ۱۹۸۱) بین ایران و آمریکا امضا شد این داوری خیلی ضرورتی نداشت چون نتیجتا خواست دولت آمریکا محقق شد خوب قاعدتا سرمایه گذاریهای گسترده شرکتهای آمریکایی در ایران و معاملات تجاری فیمابین، نفوذ شرکتهای نفتی آمریکایی بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، چند برابر شدن قیمت نفت و افزایش صادرات آن و در نتیجه بالا رفتن قدرت خرید ایران، به رشد بی سابقه حجم معاملات تجاری و امضای قراردادهای فراوانی بین شرکتهای آمریکایی و دستگاههای دولتی ایران انجامید از آنسو ایران تقریبا هیچ سرمایه گذاری که منجر به تشکیل شرکتها در آمریکا شود نداشت دیوان داوری الجزایر صالح به بررسی و صدور رای مطالبات از طرفین را داشت و ایران پرداخت محکوم به را در بانکهای الجزایر و انگلستان و داراییهای خود در امریکا را تضمین نمود. از طرفی گروگانها را آزاد کرد و از طرف دیگر این دیوان ابزاری شد برای پیگیری مطالبات واهی شرکتهای آمریکایی. بعد از آن دیدیم که رشد سریع انواع و اقسام دعاوی علیه دستگاههای دولتی ایران با خواسته های کلان مطرح شد؛ که یکی پس از دیگری در محاکم آمریکا مطرح می شد؛ به طوری که در همان ابتدا حدود ۴۵۰ فقره دعوا با خواسته میلیاردها دلار در محاکم آمریکا مطرح شد. ارزش قراردادهای منعقده بین رژیم شاه و شرکتهای چند ملیتی، عمدتا آمریکایی، بالغ بر ۵۲ میلیارد دلار می شود آمریکا دنبال محمل امنی برای صدور رای بر محکومیت ایران بود تا همه دادخواستهای واهی و غیر واهی خود را به دلار تبدیل نماید و چه چیزی بهتر از یک دیوان داوری فرمایشی. در این دیوان که با هوشمندی آمریکا ترتیب داده شده بود ایران با طرح پرونده های انگشت شماری در مقابل هزاران پرونده مطروحه از سوی آمریکا مواجه شد و همه پرونده های امریکایی رای گرفتند و اموال مردم ایران توسط این دیوان تقریبا به یغما رفت در اینجا کلاه گشادی سر نمایندگان ایرانی رفت و تا حال هم میبینیم هراز چندگاه این دفعه پرونده های واهی در دادگاههای ایالتی آمریکا مطرح می شود و اموال بلوکه شده ایران به سرقت می رود لذا این بار اول نیست که کارشناسان سیاسی و حقوقی ما در مقابل آنها کم می آورند برجام هم یکی از آنهاست.

در حال حاضر راه چاره چیست؟
البته بنده خود را در حدی که پیشنهاد چاره دهم نمیدانم اما به هرحال مسئولین ما باید مطابق بند ۳۶ برجام موضوع را به کمیسیون مشترک ارجاع دهند و کمیسیون باید کمتر از ۵ روز نظریه مشورتی صادر کند تا لااقل اروپاییها مجددا بازی در نیاورند.

اگر مطلب دیگری از این بحث ناگفته مانده است بفرمایید
مهمترین مطلب این است که اعتماد به غربیها بدون در نظر گرفتن ضمانت اجرایی کاری نابخشودنی است. همه آحاد ملت شریف ایران فارغ از مواضع سیاسی باید در مقابل این بد عهدیهای آمریکا که همچون خیانت آنان در ۲۸ مرداد و…. در تاریخ باقی خواهد ماند در کنار هم بمانند و به یک اجماع داخلی برسند و بدانند که غربیها قابل اعتماد نیستند در مباحث دیگر کارشناسان خبره و فداکار را که به سود این ملت شریف است به پای میز مذاکره بفرستند تا گول این بد عهدان تاریخ را بسادگی نخورند.